
بریده ای از آوسنه دهلاویه-۲حدیث یک تولد……دایی همتی با خواهر زاده اش که خیلی جوان بود به جنگ (سوسنگرد) آمده بود. و چون او دایی صداش میزد، همه بچه های دیگه هم بهش می گفتن دایی.تنها پل ماشين رو سوسنگرد، كه دو طرف مركزى شهر رو به هم وصل مى كرد، در روزهاى آغازين جنگ تخريب شده بود. تنها وسیله ما برای عبور از رودخانه و رفتن به سمت دیگر جاده سوسنگرد-بُستان قایق بود. اما بعدها این پل چوبی ارتباط ما با آن طرف آب را خیلی آسان کرد.پل دست سازى بود كه دايى همتى بروجردی قبل از عمليات ٢٦ اسفند ٥٩ ساخته بود. چهار تا سيم بكسل بود كه دستمان را به دو تاى بالا، راست يا چپ مى گرفتيم و روى دو تاى پايين رو دايى همتی با چوب هاي كه به هم سيم پيچ شده بود يك پل چوبى درست كرده بود. پلى به عرض ٢ تا ٣ متر و طول حدود ٨٠ مت...
ادامه مطلب